X
تبلیغات
bonchenar
تصویر سد بنچنار در عید سال ۱۳۸۸ که خانواده ها برای تفریح به آنجا رفته اند.

این تصویر را آقای مجید اسکندری ارسال کرده اند.

+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 14:14 |
این تصاویر را یک هم ولایتی بنچناری تهیه و ارسال کرده اند. متاسفانه ایشان اسم خود را ذکر نکرده اند.

تصویر روستا و سد بنچنار

در این تصویر موقعیت قاراقاش، خاملاقی، ینگه مزرعه و شهرک صنعتی گرکان مشخص است.

تصویر روستای بنچنار

+ نوشته شده توسط bonchenary در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 5:7 |
این تصاویر از بالای کوه قاراقاش گرفته شده است

دراین تصویر روستای بنچنار در دور دست مشاهده می شود.

در این تصویر خاملاقی و ینگه مزرعه دیده می شوند.

+ نوشته شده توسط bonchenary در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 9:58 |
عکسهای زیر را آقای مهدی کاظمی ارسال کرده اند:

 

+ نوشته شده توسط bonchenary در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 10:59 |
با تشکر از آقای علی رحیمی ساکن قم برای ارسال عکسهای بنچنار که در پایین نمایش داده شده اند.

منتظر عکسهای بقیه همشهریها هم هستیم- کسانی که عکس یا مطلب خواندنی مربوط به روستای بنچنار دارند می توانند آنها را به میل bonchenary2000@yahoo.com  بفرستند.

 

  

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 12:20 |
زاخه دالانی است که در گذشته در روستا در زیر زمین حفر می کردند برای نگاهداری دام . که شامل یک تونل دراز ۱۰تا ۳۰ متری بود که در کنار آن تونلهای کوچک ۱ تا۵ متری نیز حفر می شد که در یکی گوسفندها را نگاه می داشتند و در بقیه تونلها بچه گوشفندها و..همچنین به خاطر هوای بسیار خنکی که زاخه ها داشتند ماست و.. سایر اقلام مصرفی را نیز برای خنک نگاه داشتن در داخل تونلها می گذاشتند

امروزه دیگر زاخه ها کاربردی ندارند و در حال نابودی بوده و تغییر کابری داده شده اند.

+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 13:29 |
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 12:48 |
سر قنات در مرکز روستا واقع شده است که آب قناتی که در بالا دست روستا حفر شده به آن جریان دارد. در گذشته که روستا لوله کشی آب نداشت اهالی برای آشامیدن و شستن ظرف و لباس و.. به آن رجوع و از آن استفاده می کردند. ولی با لوله کشی آب دیگر کمتر اهالی به آنجا می آیند.

دیگر از زنان و دخترانی که برای شستن ظرف و لباس به آنجا می آمدند و مردان و پسران جوانی که برای وقت گذرانی و چشم چرانی در آنجا جمع می شدند و به دیوارهای اطراف قنات تکیه می زدند خبری نیست.

+ نوشته شده توسط bonchenary در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:49 |
 همه ساله در روزهای تاسوعا و عاشورا دسته عزاداری در روستا به راه می افتد . از مسجد شروع و دور روستا می گردد به مزارستان و شمس الله می رود. و در خانه اهالی که نذر دارند توقف کرده و نذورات بین اهالی پخش می شود. و در انتها به روستا و حسینیه برگسته و نهار نذری صرف می گردد.

عکس اول دسته عزداری روستا در حدود ۳۰ سال پیش است زمانی که جاده خاکی  بوده و از شمس الله به سمت روستا بر می گردند. عکس دوم دسته عزارادی در داخل روستا را نشان می دهد . علم روستا در عکس کاملا پیداست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:16 |
+ نوشته شده توسط bonchenary در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:12 |
+ نوشته شده توسط bonchenary در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:54 |
+ نوشته شده توسط bonchenary در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:48 |
+ نوشته شده توسط bonchenary در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:41 |
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط bonchenary در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:34 |
+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 13:7 |

درخت و سنگ مقدس روستاي بنچنار در شمس الله

 

حدود يک نسل قبل در پيچ شمس الله در کنار درخت شمس الله سنگ يک تکه بزرگي بود که اهالي روستا به آن نگاهي تقدس آميز داشتند.

اهالي معتقد بودند که اگر شخصي به کنار سنگ برود و سنگي کوچک به ان بچسباند و آرزو و خواست خود را از خدا مطرح کند، خدا خيلي زود آن را برآورده مي کند. و به خاطر سابقه خوب و جوابهاي مثبتي که اهالي مي گرفتند اهالي به آن توجه خاصي داشتند. خاطره ها و داستانهاي زيادي از اين سنگ و درخت شمس الله وجود دارد که اگر وقت شد به آنها اشاره مي کنيم. و حالا يکي از اين خاطرات به نقل از يکي از پيرمردهاي بنچناري(ح.ط) :

«حدود 50 سال قبل پيرزني تعريف مي کرد که در زماني جواني، در روستا حدود 10 دختر بوديم که سنمان بالا رفته بود و ازدواج نکرده بوديم. ما 10 نفر فکر مي کرديم خدا از ما قهر کرده، به اين خاطر قرار گذاشتيم يک شب يواشکي از خانه هايمان در آمده و کنار درخت و سنگ شمس الله برويم واز خدا بخواهيم بخت ما را  باز کند. بالاخره نصف شب بود که  به شمس الله رفتيم. من به بقيه گفتيم بياييد با گريه و التماس از خدا درخواست کنيم تا خدا قبول کند. همگي گريه مي کرديم  و از خدا شوهر مي خواستيم. در نهايت همگي از خدا خواستيم هر طوري شده تا سال بعد براي ما شوهر پيدا  شود حتي از داخل روستاي بنچنار هم  نشد اشکال ندارد و شوهر اروستاهاي ديگر پيدا شود. خلاصه ما آن شب حسابي گريه کرديم و دعا کرديم.

مدتي نگذشت که بخت ما باز شد و بعد از چند ماه همگي ازدواج کرديم. ولي جالب اين بود که شوهر هيچ کداممان بنچناري نبود و ما همگي مجبور شديم براي زندگي به روستاهاي ديگر برويم.

 

اين يکي از داستانهای مرتبط با سنگ و درخت بنچنار است که گفتيم ... اگر کسي داستان ديگري از درخت و سنگ شمس الله يا کلا داستاني از روستا دارد ميل کند حتما در وبلاگ منتشر مي کنيم.

 

 

راستي سنگ مقدس روستاي بنچنار( يا خداي بنچناريها) بعد از پيشرفت روستا و بالا رفتن کلاس بنچناريها از چشم افتاد و بالاخره با آمدن لودر و تراکتور و شخم زدن زمين هاي کشاورزي، سنگ به تدريج از جايش منتقل شده و به داخل رودخانه افتاد که هنوز هم آنجاست. ولي درخت شمس الله سر جاي خودش هست که عکسش در پايين است

 

+ نوشته شده توسط bonchenary در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 12:35 |
 

+ نوشته شده توسط bonchenary در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 16:38 |
 
+ نوشته شده توسط bonchenary در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 16:31 |
 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط bonchenary در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 14:29 |
سروده ا ي از آقاي علي اصغر جمراسي با عنوان (خلج شهر خوب من)

در اين اشعار آقاي جمراسي از پنجاه آبادي و روستا كه به زبان تركي خلجي سخن مي گويند نام برده است . و اسامي اين روستاها را در قالب شعر به علاقه مندان معرفي كرده است. شايان ذكر است كه اين اشعار به نقل از كتاب [ قارشو بالوققا سلام] نامبرده كه بزودي منتشر خواهد شد، اقتباس شده است.


منيم خلج سخ بالوقوم

 
تاغلاريندا، تاشلارينيا

كؤكجه نارون قوشلارينيا

ونارچ`دا تا تلخاب`ينيا
منيم، خلج سخ[1] بالوقوم

دَوري پرين اوجاتاغار
حَتكينچه ياشول باغار
بن چنار`لا سقر جوقار

منيم، خلج سخ بالوقوم

دام دام[1] كئسين ماغارولا
پيرك[2] اِئسين گادامولا
پيريز[3] توشين گاونولا 
منيم، خلج سخ بالوقوم

دونا[4] تؤشين قلاع سولا
تُؤرو چيراغ لامپاسولا[5]
ندرآباد و خورچا سولا
منيم، خلج سخ بالوقوم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط bonchenary در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 13:27 |
 

+ نوشته شده توسط bonchenary در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 19:38 |
 
+ نوشته شده توسط bonchenary در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 19:36 |
+ نوشته شده توسط bonchenary در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 19:34 |
    ریشه زبان خلجی

         

  در زمينه ريشه شناسي زبان ترکي خلجي مينورسكي اولين محققي بود كه درسال 1940 ميلادي،زبان خلج هارامورد مطالعه وكنكاش قرارداد.پس ازوي يك محقق ايراني به نام دكترمحمد مقدم مطالعه مفيدي پيرامون اين زبان به عمل آورد؛آنگاه پرفسور گرهارد دوفراستاد (دانشگاه گوتينگن)، محقق وتركولوژ شهير آلماني درسال 1968 ميلادي بامساعدت شادروان مرحوم عرب گل  شاعرگمنام خلج، تحقيقات بسيارارزنده اي راادراين زمينه به عمل آورده اند..گرهارد دوفرنخستين كسي است كه زبان خلجي رابه عنوان زبان تركي به جهانيان معرفي  مي كند.

 

  مشخصات وويژگي هاي زبان خلجي

 

محققين وزبان شناسان شرقي وغربي ازجمله گرهارد دوفر ودكترهيئت براين عقيده اندكه زبان تركي خلجي قديمي ترين زبان ولهجه تركي است.ودرآن ويژگي هاي زيرديده مي شود:

 

1- «ه» اول كلمات ازدوران تركي مادر(قبل ازتركي قديم قرون7-6م)به طور سيستماتيك باقي مانده ودرصورتي كه سايرلهجه‌هاي تركي:آذري، قوموق، اوزبكي، اويغورجديد وقاراقالپاق، به طورنادرديده‌مي‌شود.مثلاً هاز/haz(آز=كم)، هاقاچ/haqaç(آقاج= درخت)، هوزوم/huzum(اوزوم= انگور)، هئو/həv(اِئو=خانه)، هوچاق/huçağ(اوجاق)، هتك/hətək(اتك= دامن).

 

 به نظرپرفسورگرهارد دوفرGerhard Doer Fer مهمترين ويژگي زبان ترك خلجي درآن است كه بسياري ارويژگي‌هاي تركي باستان را درآواها حفظ كرده است. به عنوان‌مثال حرف[ه ] از دوران پروتو تورك باقي مانده وقبلاً هم[پ]بوده است. بنابراين تركي‌خلج ازتركي قديم يعني زبان گوگ تورك‌ها كه دركتيبه‌ي‌ اورخون باقي مانده است قديمي تر است.

 

2- صداي [د]مانند تركي قديم درتركي خلج هم باقي مانده وبه‌‌‌‍‍‍[ي]تبديل نشده است. مثلاً هاداق/hadağ(آياق= پا)، بودا/buda(بويا=رنگ)، بؤد/büd(بوي= قد)، اودانماق/udanmağ(اويانماق=بيدار- شدن) ،اودوماق / udumağ (اويوماق =خوابيدن) ،هادوري/hadure (آيري=جدا)،قادون/qadun(قايين=برادرزن وشوهر). لذا اين صدا درزبان‌هاي زنده‌ي تركي فقط درتركي تووا(جنوب سيبري)باقي مانده است.

             3- حرف[ك] دراول كلمات مانندتركي قديم به جاي (گ) حرف (ك) موجود است.مثلاً كؤن /كينkün (گون=آفتاب، روز) ،كئچه/keçə (گئچه=شب) ،كؤرمك/kürmək (گؤرمك = ديدن) ،كؤز/كئزküz(گوز=چشم).

 4- حرف[ي] دراول كلمات اكثراً باقي مانده است.مثلاً ييل/yil(ايل=سال)، يپليك/yiplik(ايپليك=طناب).

 5-  درزبان خلجي دراول كلمات برخلاف لهجه‌هاي تركي غربي به جاي[د] حرف[ت] موجود است. مانند، تيل/til (ديل=زبان)، تيش/tiş (ديش=دندان) تؤش/tüş (دوش = سينه) ،تيرناق/tirnağ (ديرناق=ناخن)، تيز/tiz(ديز= زانو)، تورت /türt (دورت=چهار).

 6- درزبان خلجي دربسياري كلمات، حروف[ق]و[گ] تركي قديم باقي‌مانده است.مانند، صيچقان/siçqan(صيچان=موش)، تاووشقان /تؤوشقان tuvoşqan= tavuşqan (دوشان=خرگوش)، يونگ/yung(يون=پشم)، قيصقه/ğisğə(قيصا=كوتاه)، كورگئگ/kürgəg(كوره ك=پارو).

 

7- درتركي خلجي دروسط كلمات نيزحرف[ غ] اغلب اوقات به شكل[ق] وهرگاه قبل ازحرف صدادار A(الفباي پيشنهادي نگارنده)قراربكيرد،معمولاًبه صورت[ ق] كشيده [تلفظ مي شود. مانند:قار/qar(قار=برف)بوقاز/buqaz (بوغاز=كلو)تاق/tağ(داغ=كوه)، قارقهqarğe(قميش= ني) ،يوقار  yuqar(يوخاري=بالا).

 

8- درآخركلمات اكثراً،كسره وفتحه باقي مانده وتبديل به (ايي/i) نشده است.مثلاً تيشهtişe/ (ديشي=مونث)،تر/ِtəre (دري=پوست)آلتا/alta (آلتي = شش).

   9- كلماتي كه درتركي‌آذري به [خ]ختم مي‌شوند، درزبان خلجي‌به[ق]ختم مي‌گردند. مثال توق/toğ(توخ= سير)، قولاق/qulağ(قولاخ= گوش)، بارماق/ barmağ(بارماخ= انگشت)، تورپاق/türpağ(تورباخ= خاك) ،اوزاق uzağ(اوزاخ=دور). 

 10-درتركي خلجي بجاي دگيل=نه،مانندتركي قديم آرگوُ ازكلمه‌ي داغ/     dağ استفاده مي شود.

 11- درتركي خلجي پسوندمفعول عنه(از)مانندتركي قديم(دا)يا( ده) مي باشد درحاليكه درتركي جديد امروزي،(دان)و(دن) است.مثال:بيزاوبؤزسودا ايچتيك.(ماازآن آب خنك ميل كرديم).نئرده كئلي يورين؟(ازكجامي آيي؟).

 12- سيستم سه گانه صائت ها(كوتاه،بلند،ديفتونگ)اززمان تركي مادرباقي مانده است درصورتي كه دراغلب لهجه هاي تركي صائت هاكوتاه ويانسبت به سابق كوتاه ترشده اند.مانند:اوون/ uon( اون- ده)، هئوhəvv  (ائو=خانه)كؤز/küz (گوز=چشم)،قول/ qul(باغول=بازو)،يورقان/yurqan= لحاف.

 13- حرف(نيny) تركي قديم كه درتركي اوغوز وبسياري لهجه هاي ديگربه(ي)تبديل شده درتركي خلج مانند تركي قديم آرگو به(ن)تبديل شده است.مانند:كون/قونğon=گوسفندكهدرتركي قديم،كوني/قوني ودرتركي امروزي كويون ودرلهجه آذري قويون گفته مي شود.

 پرفسور‌دور‌فر، بامشاهده‌ي پاره‌اي ويژگي‌هاي مشترك تركي خلجي وتركي قديم آرگوبه اين نتيجه رسيده است كه خلج‌هاي مركز ايران اولاد همان آرگوها هستندكه درزمان محمود كاشغري يعني نه ‌صد سال قبل درآسياي‌ميانه بين اسفيجاب(تالاس وبالاساقون)زندگي مي كردند وازترك شدن سغدي‌ها بوجودآمده اند.

 

+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 15:7 |

خلج يا خلجيون، مؤسسين اولين دولت اسلامى هند، حكومت اسلامى را تا حدود منطقه‏ى دكن 127 در آن سوى كوههاى ويندها وسعت بخشيدند، و در سال 696 ه (1297 م) علاء الدين محمد خلجى، گجرات را فتح كرد و در سال 703 ه (1303 م) منطقه‏ى «جيتور» را تصرف نمود و راچپوت‏ها به طور موقت به اطاعت او گردن نهادند.فرمانده‏ى سپاهش يعنى ملك كافور نيز بر دو شهر «ديوكير» و «ورنكل» مستولى شد و در دكن حكومتى مرتبط به دولت دهلى تأسيس كرد.


اما اين توسعه موجب ضعف دولت شد و با قتل ناصر الدين خسرو شاه آخرين‏فرمانرواى خلجى‏ها در سال 720 ه (1320 م) در جنگى با تغلق‏شاه، دولت آنها منقرض شد.


با انقراض دولت مزبور به اين صورت، تغلقى‏ها به جاى خلجى‏ها بر مسند فرمانروائى دهلى دست يافتند

+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 15:0 |

اين مقاله ازفصل اول كتاب خلج هايادگارترك هاي باستان نوشته آقاي علي اصغرجمراسي اقتباس شده است.

 

بررسي مفهوم واژه‌ي‌خلج

 

به‌استناد نويسنده‌ي‌كتاب‌المسالك و‌الممالك،خلج‌ها:«انسان‌هايي مهربان،خوش‌خلق‌ومهرورز بودندوسرزمين‌آن‌ها نيزازآبادترين‌و‌غني‌ترين سرزمين‌هاي ترك است».پروفسورفاروق‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سومر،نويسنده‌ي‌كتاب‌اوغوزها‌نيز،‌خلج‌ها‌رانيك‌خوي‌ترين‌قبايل ترك خوانده است

 

واژه‌ي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خلج‌‌‌‌‌ در‌ميان‌نويسندگان‌‌و‌مورخين‌قديم چين،روسيه،ترك،عرب و‌فارس به‌اشكال‌مختلف‌آمده ‌است‌،از‌قبيل: قالاچ،قلاچ/ Qalaç ،كالاچ/ Kalaç،‌خالاچ/  Halaç، خلوخ/Khollukh ، خالوخ/ Khallukh ،خلخ/  Ko-lo-lok ، خرلخ ، قارلق/‌ Qarlouq ، خولچ/ Xolaç ، خلج/ Khildj ، خلج/ Xelej و‌سر‌انجام شكل مؤخرآن‌به‌صورت‌خلج‌/Khalaj  يا Xalac استعمال مي‌‌‌‌شود. معناي اين واژه بدرستي روشن نيست ولي راجع به وجه تسميه‌ي‌آن رشيد‌الدين فضل‌الله همداني‌مؤلف‌كتاب جامع‌التواريخ و به پيروي ازاو ابوالغازي بهادرخان دركتاب شجره‌نامه تراكمه،آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رامركب از دو واژه قال/ Qal (ماندن) وآچ/ گرسنه بمان مي‌دانند و‌داستان‌‌‌‌ زير‌را نقل‌كرده‌اند: «مي گويند‌چون‌اوغوزخان از ولايت غور‌و‌غرجستان به يورت قديم خودمراجعت كرد، در‌راه زني‌بچه‌آورد و‌به‌ سبب بي‌غذايي شير‌نداشت وبچه‌گرسنه شد. شوهرش‌بدان‌واسطه بازمانده و‌شغالي پرنده‌اي‌راگرفته بود. مرد چوبي‌انداخته و‌از‌اوبازگرفته و ‌به‌خورد، زن داده وبه‌لشكررسيد، اوغوزخان چون ياساق نبوده كه به هيچ علت كسي‌ازاوبازمانده رنجيده وگفته، قال‌آچ يعني بمان گرسنه، بدان سبب نسل او را قالچ مي‌گويند».

 

+ نوشته شده توسط bonchenary در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 14:49 |
 خلج  ها يكى از قديميترين اقوام ترك هستند كه نخستين بار به روايتى بسيار محتمل پيش از ميلاد به خاك ايران امروزى وارد شده و بعدها هم در چند موج پياپى كه آخرينشان در زمان حمله مغولها بوده٫ دوباره به ايران و آذربايجان و تركيه سرازير شده اند.

خلجها در طول زمان با تحليل رفتن در گروههاى ديگر در تشكل ملل ساكن ايران و منطقه از ترك و فارس و تركمن و پشتون و ازبك وغيره نقش مهمى داشته اند.  بخش كوچكى از آنها كه زبان و فرهنگ باستانيشان را توانسته اند حفظ كنند٫ هنوز هم در خلجستان  زندگى مىكنند. که بين دو استان مركزى و قم تقسيم شده است.

اين باستانى ترين زبان تركى به همراه خود خلجها و فرهنگشان در حال تحليل و نابودى است.در خارج از كشور تحقيقات و بررسيهاى علمى بسيار ارجمندى در باره خلجها نشر شده است. 


در اينترنت در باره تركهاى خلج ايران سه آدرس جالب زير را وجود دارد: 
1- در اين آدرس نوشته اى تقريبا جامع در مورد خلجهاى ايران به زبان تركى آذرى (با الفباى لاتين ) وجود دارد:
www.tribun.com/Aktuel/Akt56%20PDF.pdf

2- در اين آدرس نوشته اى خيلى كوتاه اما نسبتا دقيق به تركى استانبولى (با الفباى لاتين) در مورد خلجها (و ديگر تركهاى ايران) وجود دارد:
www.turkolog.org/default.asp?PG=54

3- در اين دو آدرس سخنرانى دكتر زهتابى به تركى آذرى در باره تركهاى خلج وجود دارد (كه چندان متودولوژيك و جامع نيست):
http://saba1.uwaterloo.ca/~garousi/azbiltop/Xelec_Turkleri_a.ra
http://saba1.uwaterloo.ca/~garousi/azbiltop/Xelec_Turkleri_b.ra
+ نوشته شده توسط bonchenary در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 14:29 |
خلج زبان گفتگوی خلج ها است که در مرکز ایران (خلجستان) در 160 کیلومتری جنوب غربی تهران در منطقه ای بین ساوه، قم و اراک زندگی میکنند. مرکز حکومتی خلجستان دستگرد است که در 64 کیلومتری غرب قم قرار گرفته ولی خود این شهر خلج نیشین نیست. خلجها روستانشین هستند و در 57 دهکده پراکنده اند. برخی مراکز خلجها، تلخ آب (2000نفر)، واشقان (1300نفر)، نادر آباد(1100نفر)،خلت آباد(450نفر) و منصور آباد (400نفر) ،فیض آباد (بیش از 1000نفر) و بن چنار(۴۰۰) میباشد. مردم خلجستان مسلمان شیعه میباشند. مردان وزنانشان اغلب به دو یا سه زبان (خلجی، فارسی و ترکی) صحبت میکنند. بچه ها اگرچه خلجی میفهمند ولی بیشتر فارسی حرف میزنند.

ترکی خلج لهجه مستقلی دارد و قدیمی ترین لهجه ترکی است و از نظر زبانشناسی دارای اهمیت خاصی است. در روستای واشقان ( در 72 کیلومتری اراک ) تنی چند از تحصیلکردگان در حال جمع آوری اطلاعات و تحقیقاتی در زمینه زبان خلجی هستند که علاقمندان می توانند در این زمینه همکاری کنند . تدوین فرهنگ واژگانی و چند شعر سروده شده به این زبان در ردیف کارهای در دست انجام است .

منبع:جواد هیئت، سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی،تشرپیکان،1380(چاپ سوم)

+ نوشته شده توسط bonchenary در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 14:28 |
Khalaj language

From Wikipedia, the free encyclopedia

Map showing location of Khalaj (red) within Iran
Khalaj
Spoken in: Iran
Region: Northeast of Arak in Markazi Province of Iran
Total speakers: 42,107 (2000) (نفر۴۲،۱۰۷)
Language family: Altaic (disputed)
Turkic
Arghu? Northern?
Khalaj
Language codes
ISO 639-1: none
ISO 639-2: tut
ISO/FDIS 639-3: klj

Note: This page may contain IPA phonetic symbols in Unicode. See IPA chart for English for an English-​based pronunciation key.

Khalaj is a language spoken primarily in Iran and Afghanistan. It belongs to the Turkic family of languages. There were approximately 42,000 speakers of this language as of 2000.
+ نوشته شده توسط bonchenary در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 14:26 |
آشتيان- خبرنگار كيهان: يادواره 12شهيد روستاي بن چنار ازتوابع شهرستان آشتيان در حسينيه اين روستا با حضور بخشدار مركزي و جمعي از مسئولان و خانواده هاي معظم شاهد برگزار شد. در اين يادواره نماينده مردم تفرش و آشتيان برگزاري اين يادواره ها را قدمي كوچك جهت پاسداشت شهدا دانست.

شنبه۲۸  آذر۱۳۸۳

 

+ نوشته شده توسط bonchenary در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 13:48 |